
Monday, July 12, 2010
Tuesday, July 6, 2010
Sunday, July 4, 2010
روز جمعه خود را چگونه گذرانديد
موضوع انشا:
روز جمعه خود را چگونه گذرانديد
بر همگان واضح و مبرهن است كه من به اتفاق والدينم به خونه دينا اينا رفتيم. در آنجا به من و دينا خيلي خوش گذشت. ما با هم آب بازي، بپر بپر و شيطنت كرديم و بدني بابائويي (بستني كاكائويي) نوش جان كرديم. جاي همه تان خالي بود. نتيجه ميگيريم كه همه جمعهها بخانه دينا اينا برويد





روز جمعه خود را چگونه گذرانديد
بر همگان واضح و مبرهن است كه من به اتفاق والدينم به خونه دينا اينا رفتيم. در آنجا به من و دينا خيلي خوش گذشت. ما با هم آب بازي، بپر بپر و شيطنت كرديم و بدني بابائويي (بستني كاكائويي) نوش جان كرديم. جاي همه تان خالي بود. نتيجه ميگيريم كه همه جمعهها بخانه دينا اينا برويد





Wednesday, June 30, 2010
تولد سامان خان
Thursday, June 17, 2010
Tuesday, June 8, 2010
نقاشي سام وينچي
اين نقاشي ها رو من با كمك مربيم خانم اسماعيلي ميكشم. ايشون دايره صورت و يك چشم رو ميذارن و من بقيهاش رو تكميل ميكنم. نقاشي وسطي هم نقاشي از راه دوره، يعني يك دوربين روي وايت برد تنظيم شده كه تصوير روي وايت برد رو روي ديوار ميندازه و من با نگاه كردن به تصوير روي ديوار، روي تخته وايت برد نقاشي ميكشم. اين يكي خيلي سخته ولي ميگن به قدرت تكلم خيلي كمك ميكنه.
من در اين چند روزه در تكلم هم خيلي پيشرفت كردم. مثلا رنگ زياه (سياه)، فيسيد (سفيد) و ايميز (قرمز) رو ياد گرفتم. اكثر ميوهها رو ميشناسم و همينطور حيوونها رو مثل ابس (اسب) و ايل (فيل). علاقه شديد من به آن آن يا مايين (ماشين) همچنان پابرجاست و به
طرز حيرت انگيزي در كنترل ماشين شارژيم مهارت دارم و به راحتي باهاش دور دو فرمونه ميزنم. با ماشنهاي بابا علي و بابا هه هه (بابا حميد) هم اجازه دارم تا سر كوچه رانندگي كنم
;-)
طرز حيرت انگيزي در كنترل ماشين شارژيم مهارت دارم و به راحتي باهاش دور دو فرمونه ميزنم. با ماشنهاي بابا علي و بابا هه هه (بابا حميد) هم اجازه دارم تا سر كوچه رانندگي كنم
;-)
Subscribe to:
Posts (Atom)









